سيد علي اكبر قرشي
48
قاموس قرآن ( فارسي )
اهل چين و ژاپون . سرخ پوستان مثل بومىهاى امريكا . بايد مردم هر رنك باصلى غير از مردم رنك ديگر منتهى شوند چون اختلاف رنك دليل اختلاف مادهء خونهاست على هذا اصل بشر لا بد بايد به چهار جفت زن و مرد برسد . و اگر تعدّد اصل بشر ثابت شود احتياجى به ازدواج برادران و خواهران نخواهد بود . [ آيا آدم پيغمبر بود ؟ ] * ( « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ الله النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه . . . » ) * بقره : 213 . ظهور اين آيه در آن است كه ابتدا در ميان مردم پيغمبرى وجود نداشته است زيرا لفظ فاء در * ( « فَبَعَثَ الله النَّبِيِّينَ » ) * دلالت بر بعديّت دارد يعنى مردم يك امّت بودند و پيامبرانى در ميان آنها نبود سپس چون داراى رشد شدند و اختلاف كردند خداوند براى رفع اختلافات زندگى و ايجاد نظم ، پيامبران و كتابها فرستاد . على هذا مراد از امّت واحده آنست كه مردم در فطرت اوليّه و كم رشد بودند مثل دنياى اطفال كه با فكر سازج خود زندگى ميكنند و بقانون احتياج ندارند و از آن سر در نمياورند ، ( و امّت واحده در عدم اختلافاند ) ، ولى بعدها كه عقول پيش رفت ، اختلاف پيدا شده و بعثت پيامبران را ايجاب كرده بدين تقدير مىشود گفت كه آدم ابو البشر پيغمبر نبوده است و مردم اوليّه احتياج به پيامبر نداشتهاند كه در مراحل بسيار ساده زندگى ميكردهاند . جمهور مفسّران چنان كه در « المنار » است لفظ امّة را در آيه ملَّت و دين گفتهاند . ولى اين بسيار بعيد است بلكه ظاهرا ملَّت واحده در سطح پائين و فطرت اوّلى و عدم اختلاف و نظير آن مراد است . بعضى گفتهاند : « كان » در اين آيه و آيهء * ( « وَما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا » ) * يونس : 19 بمعنى ماضى نيست بلكه بمعنى ثبوت « هست » مىباشد يعنى مردم يك امت